تبليغاتX
مرگ خاموش -

مرگ خاموش

همیشه غمگینترین لحظات را عزیزترین کسانمان به ما هدیه می دهند...

امروز یکم حالم گرفته ست نه، یکم نه، خیلی تو تعطیلات عید بیشتر وقت پیدا کردم فکر کنم به خودم به اشتباهاتم به گناهام ...

من از اولشم یه گناهکار بودم یکی که دلش سنگه من داشتم انتقام میگرفتم عزیزم از تو من از تو انتقام گرفتم تو قربونی من شدی من از اولشم دوست نداشتم واینو نمی دونستم آخه چرا تو؟

منو ببخش ....میدونم خیلی سخته ...کاری که من باهات کردم هیچ چسی باهات نکرده بود ....گناه من خیلی بزرگه ...ولی منو ببخش .... درکت می کنم گلم نمی تونی ....

من چوبشو می خورم گلم تو نگران نباش تو دستت به هیچ جایی نمی رسه ولی تو خدا رو داری واونهواتو داره وانتقامتو ازم می گیره...عزیزم من چوبشو می خورم.....

عزیزم شاید جرم من مجازات بشم که تا آخر عمر نتونم عاشق کسی بشم  ...ولی عزیزم تو که میدونی من بدون عشق می میرم پس از خدا نخواه که دیگه نتونم عاشق بشم ....هنوزم نمی دونم که دوست دارم یانه ....

وای لعنت بر این تردید ...تردید یعنی مرگ ...یعنی بدتر از مرگ ...یعنی گرفتار شدن تو یه جهنم....چرا نزاشتن من عاشقت بمونم چرا منو تو این تردید گرفتار کردن.....

ولی دیگه باید تصمیم خودمو می گرفتم دیگه من تورو نمی شناسم اصلا نمی دونم کی هستی میدونم این نامردیه اما از این تردید لعنتی بهتره....خیلی بهتر....

اما تو اینم تردید دارم که فراموشت کنم یا نه ...چرا این تردید لعنتی دست از سرم بر نمی داره....خدایا

+نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت9:10 PMتوسط مرداب | |