تبليغاتX
مرگ خاموش - چراغی در افق

مرگ خاموش

همیشه غمگینترین لحظات را عزیزترین کسانمان به ما هدیه می دهند...

به پیش روی من، تا چشم یاری می کند، دریاست

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست

در این ساحل که من افتاده ام خاموش

غمم دریا دلم تنهاست،

وجودم بسته بر زنجیر تعلق هاست!

خروش موج با من می کند نجوا:

 

که هرکس دل به دریا زد رهایی یافت،

 

که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت،...

مرا آن دل که بر دریا زنم نیست

ز پا این بند خونین برکنم نیست

امید آن که جان خسته ام را

بر آن نادیده ساحل افکنم نیست.

 

سلام آبجی های گلم (طیبه و فهیمه جونم)ازتون خیلی خیلی ممنونم که تو این شرایط سخت تنهام نمی زارینو به یادمین وبهم کمک می کنین...

 

                                    خیلی خیلی دوستون دارم

 

+نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت4:25 PMتوسط مرداب | |