|
پرنده آزاد بود و رها اون پیام آور شادی بود همه دوسش داشتن روزها میگذشت و اون با خوشی روزها
رومیگذروند اون میخواست به همه کمک کنه ........ همه میگفتن دلش بزرگه....... اما یه روزی اون عاشق شد عاشق یه پرنده ی دیگه که تو ته یه دره ی عمیق بود .......... پرنده میخواست بهش بگه غیر دره هم جاهای دیگه ای هستن جاهای زیبایی هستن ........... میخواست اونو از دره نجات بده میخواست کمکش کنه تا باهم بپرن ....... همه بهش میگفتن اون ارزششو نداره اون خیلی باهات فرق داره ......... اما حرف تو گوش پرنده نمیرفت باید اونو نجات میداد......... یه روز دلشو زد به دریا، پرید تو دره ی تاریک و عمیق تا به عشقش برسه اونو نجات بده....... رفتو به اون پرنده رسید ........ اون بهش گفت من و تو خیلی فرق داریم تو نباید اسیر من بشی تو بپر برو......... اما نه پرنده نمیتونست اون دوسش داشت.......... روز به روز اونم عاشق پرنده شد ......... اما پرنده، اون تردید کرد....... تو عشقش تو این که آیا واقعا ارزشش رو داشت یا نه......... این رو به اون پرنده گفت اون دلش شکست ....... پرنده خواست بپره اما افتاد، افتاد و پرش شکست..... تو ته دره پرنده موند و بال شکستش ویه عالمه تردید ...... نمیدونست آیا شکستن بالش جزای تردیدش بود یا نه ........ پرنده روز و شب فریاد میکشید و خدارو صدا میزد........ اون تو آتیشه تردیدش میسوخت اون گناه کرده بود......... دیگه کسی حرف پرنده رو قبول نمیکرد ......... پرنده دوستاشو میدید که چه آزادانه دارن پرواز میکنن و شادن .......... ویادش میافته اونم یه روز شاد و آزاد بود.......... حالا پرنده با سکوتی که پر از اعتراض به خودش و تردیدشه پر از غصه ست مونده ته دره ......... اون روز و شب خودشو میزنه اینور و اونور تو دره تاریک......... بعضی از دوستاش تحقیرش میکنن ......... بعضی ها هم میگن فراموش کن تو گناهی نکردی ......... اون میخواد فراموش کنه میخواد........ اما هربار که میاد بالای دره دوستاش دستشو نمیگیرن........ و سایه های دره اونو دوباره میکشن پایین......... اون اسیر سایه ها ی شوم و سیاه دره ست......... اون داره آروم آروم میمیره......... پرنده تنها ست خیلی تنها........
|
About![]()
...........بگذارید بنویسم برای دلی که آرام از تاریکی شبی که از آسمان نازل می شود می شکند........... من تنهاترین تنهای روی زمین واسه دلم می نویسم ...........واسه دلی که آروم و بی سر و صدا از دست کسایی که دوسشون دارم می شکنه .............من تنهاترین تنهام
Home
|